پایگاه اطلاع رسانی هنر گیل
اولین و فعالترین مرکز مجاز اطلاع رسانی رویدادهای فرهنگی و هنری شمال کشور
Saturday, 17 November , 2018
امروز : شنبه, ۲۶ آبان , ۱۳۹۷ - 9 ربيع أول 1440
شناسه خبر : 3260
  پرینتخانه » اخبار, بیوگرافی هنرمندان گیلانی, مصاحبه اختصاصی, هنر گیلان تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۸:۰۰ |

به بهانه روز خبرنگار ، آشنایی با لادن شیخانی روزنامه نگار و شاعر

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آرت گیل : لادن ابراهیم زاده شیخانی،نویسنده،شاعر،روزنامه نگار،محقق وپژوهشگر گیلانی است، که سالهاست بطور حرفه ای به نوشتن روی آورده وحاصل تجربیاتش دراین سالها حدود ۳۰داستان کوتاه درمجلات وروزنامه ها وسه رمان بلند ویک مجموعه شعر را به چاپ رسانده است.
وی درحال حاضر مشغول نوشتن مجموعه رمانی بانام یخ فروش می باشد. مولف کتابهای جادوی چشمان تو،دردکهنه ورمان پرمخاطب وپرفروش تاوان ومجموعه شعر تمام لحظه هایم از آن تو معتقد است که نوشتن ایده آل زندگی وی می باشد وعلاقه زیادی به حوزه دفاع مقدس دارد.
شیخانی ازمجموعه تاوان که رویکردی به دفاع مقدس داردبا افتخار سخن میگویدوآن را جز آثاربرترش می داند.نویسنده دررمان خودبه سراغ بخشی ازحقایق دفاع مقدس رفته وتلاش کرده تا نگاه خود رابازبانی روایت گر ارائه نماید.

پیام شیخانی به مناسبت روز خبرنگار :

من یک خبرنگارم!
سرمایه ام قلم است
می دانم نمیتوان خبرنگار بودودربرابر طوفان مشکلات ایستادگی نکرد.اصلا خبرنگاری یعنی همین یعنی تحمل،یعنی حسی میان بودن ونبودن،یعنی میان هست ها ونیست ها،خبرنگاری یعنی همیشه درحال دویدن ونوشتن وجست وجو با یک ضبط صوت،یک دوربین، یک خودکارویک برگ کاغذ سفید،اما بزرگترین ابزار خبرنگار جسارت ویک دل طوفانی است.
من یک خبرنگارم،
میدانم نباید خودم را بدست واژه ها بسپارم،باید بنویسم ومرگ وخون را تصورکنم،ویرانی، فقروتمام وقایع خوب وبداجتماع رابه قضاوت بنشینم وهمه را آنگونه که هست ببینم وحکمش را برمبنای حقیقتی که هست اعلام کنم تا تمام آنچه مخاطب حق دارد بداندثبت کنم،
من یک خبرنگارم……
روز خبرنگار روزبزرگ اصحاب رسانه ومطبوعات را به تمامی همکاران وتمامی خبرنگاران کشورم تبریک عرض میکنم ویاد شهید صارمی وتمامی شهیدان عرصه خبر را گرامی میدارم ودرمقابل این بزرگ مردان وزنان ایران زمینم سر تعظیم فرود می آورم.

و از شعرهای شیخانی می توان به  اشعار زیر اشاره نمود :

نگاهم را به در دوخته ام،
هرثانیه منتظر آمدنت هستم،
این چه حال عجیبی ست؟؟؟
درمن آرام،احساس وحشی عشق تو،چنان میتازد که شیر بدنبال آهو،گستاخی سرکشم،فقط با هم آغوشیت رام میشود.


عشق من
شانه های مردانه
تورا میخواهد
مثل کوه
وقتی شانه ات را
بالا میدهی
ابر
تمام دلتنگیم
می‌بارد.

 


از کتاب تمام لحظه هایم از آن تو

اختصاصی آرت گیل

 

 

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.