آخرین خبرها

مصاحبه با مجید کاظم زاده مژدهی، کارگردان نمایش و مهرداد محب علیزاده، مدیریت آموزشگاه سینمایی سیمرغ «روایت های متقاطع از یک قتل»

مصاحبه با مجید کاظم زاده مژدهی، کارگردان نمایش و مهرداد محب علیزاده، مدیریت آموزشگاه سینمایی سیمرغ «روایت های متقاطع از یک قتل»

پایگاه اطلاع رسانی هنر گیل : مجید کاظم زاده مژدهی سرپرست گروه تئاتر جهش رشت است .وی با فعالیت حرفه ای طی ۲ دهه اخیر، تا کنون بیش از ۵۰عنوان نمایش را به صحنه برده و در اکثر جشنواره های تیاتری حضور و در رشته های نویسندگی و کارگردانی جوایز متعددی کسب نموده است.

منهای دو، بینای، حیاط خلوت، پانما و حالا «روایتهای متقاطع از یک قتل»، چطور می شود که یک کارگردان در عرض ۹ماه ۵ نمایش اجرا می کند؟

وقتی شما یک گروه حرفه ایی داری که بیشتر از اینکه بهانه جویی کنند و کار و تلاش می کنند و  برایشان تئاتر مهمترین کار دنیاست، پس اجرای این تعداد نمایش خیلی کم است. خوشحالم که عضو گروه تیاتر جهش هستم.

در ۴ نمایش قبل از این شما از دوبازیگر خوب استان زوج هنری مهدی مخبری و محمد رسائلی که ایشان معمولا بازیگر ثابت آثارتان هستند استفاده کردید آیا این دو در تولید این اثر مشارکت دارند؟

این نمایش محصول یک کارگاه اموزشی در اموزشگاه سینمایی سیمرغ است. کارگاه (از ایده تا اجرا) ولی این دو بزرگوار هربار که درخواست کردم به کمک ما آمدند خصوصا آقای رسائلی که مشاور کارگردان این اثر هستند.

درباره این کارگاه بگویید؟

این کارگاه در آموزشگاه سیمرغ از ابتدای سال جاری هفته ایی یک روز شنبه ها شکل گرفت و هدف شناسایی و جذب نسل جدیدی از بازیگران است.

درباره شیوه اموزش مختصر بگویید؟ فرق این کارگاه با سایر کلاسهای دیگر در چیست؟

همانطور که از اسم کارگاه مشخص است پس از تمرینات پایه به یک ایده مشخص رسیدیم و با بداهه پردازی و خلاقیت جمعی به تولید یک اثر رسیدیم…یعنی بدون نمایشنامه از پیش نوشته شده و با بداهه سازی و خلاقیتهای فردی هنراموزان یک اثر تولید شد .

آیا با این نمایش این پروژه پایان می یابد یا این کلاسها ادامه دارد؟

قرار است دو اثر دیگر با این عزیزان اجراشود…البته ثبت نام برای افراد جدید با گرفتن ازمون و تست ورودی ادامه دارد.اثر بعدی اسفند ماه در صورت اماده شدن اجرا میشود.

درباره نحوه شکل گیری نمایش توضیح بفرمایید.

ابتدا پس از تمرینات پایه بازیگری و شناخت نسبی توانایی شرکت کنندگان در نیاز سنجی صورت گرفته پی بردیم در زمانه ایی که زندگی میکنیم مخاطبین بیش از هر چیز به هیجان نیاز دارند. مثال ساده اش این است که شما اطلاع رسانی کنید در فلان روز ساعت ۵عصر یک زندانی بیگناه که محکوم به اعدام بوده پس از پنج سال آزاد میشود و شما شهروندان میتوانید به استقبالش در بهترین نقطه شهر بیایید…در روز مورد اشاره بعید است جمعیتی به این رویداد بروند ولی اگر اعلام شود یک زندانی در ساعت ۵صبح در یک منطقه دور افتاده اعدام خواهد شد جمعیت زیادی برای تماشا خواهند رفت. پس مردم این روزها و خصوصا جوانها نیاز به هیجان و اثار مهیج دارند . با این تحلیل و با در نظر گرفتن آمار بالای اخبار قتل در خبرگزاری های مختلف به این کلید واژه رسیدیم ( قتل)…سپس به یک لوکیشن در بداهه پردازیها رسیدیم ( جنگل).پس کلیدواژه های ما قتل و جنگل شدند و بداهه پردازیهای اصلی از همین نقطه اغاز شد و همچنین به مطالعه نقاشی و سبکها وشیوه های مختلف این هنر پرداختیم با این دغدغه  که چرا بیننده مجذوب تابلوی نقاشی میشود و چرا بازیگر نمیتواند در صحنه همچون یک تابلوی نقاشی چشم نواز و تماشایی باشد.از سویی در ادامه اتودها به یک اثر مشابه در ادبیات داستانی رسیدیم.اثری که کلیدواژه های مشابهی با رویکرد کارگاه ما داشت ( در جنگل) نوشته : اکوتا گاوا که پیش از این کروساوا فیلمی تحت عنوان راشامون بر اساسش ساخته و این داستان تاثیر بسیاری بر اثار سینمایی و تیاتری مختلف گذاشته و بر اساس فرم روایت این داستان اثار زیادی تا امروز تولید گشته.در سویی دیگر در حوزه نقاشی تمرکز و مکث کارگاه بر اثار نقاش هلندی موریس اشر بود و به زبان ساده ان بخش از نقاشی های اشر که بیانگر تبدیل شدن یک وضعیت بر وضعیت دیگر , یک روایت بر روایتی دیگر، یک موقعیت بر موقعیت دیگر و…و اینگونه روایتهای متقاطع و در هم تنیده و گاه متضاد در بداهه پردازی های هنراموزان ارام ارام شکل پیداکرد و جان گرفت تا به این اثر ( روایتهای متقاطع از یک قتل ) رسیدیم.

لزوم و ضرورت اجرای نمایش روایتهای متقاطع از یک قتل در این روزها چیست؟

این روزها با توجه به اخبار ناگواری که مدام در گوشه و کنار مملکت اغلب در اخبار و فضای مجازی شاهدیم میزان جرم و جنایت یا بیشتر شده یا اخبارش برای مردم جذابیت پیدا کرده و…شاید یکی از دلایلش حذف تولیدات هیجان زا در سینما و تیاتر است…اغلب اثار این روزها ملودرامهای بی سروته و درون یک لوکیشن محدود هستند. از سویی اگر در شهر ما پارک شهری هم بود که جوانها با استفاده از دستگاههای کهنه اش کمی هیجان خود را تخلیه میکردند امروز همان هم وجود خارجی ندارد…جوانها و مردم نیاز به اثاری در حوزه موسیقی و نمایش و فیلم هستند که هیجان افرین باشد و باعث تخلیه هیجانی گردد…پس لازم دیدیم اثری با چنین محتوایی به روی صحنه ببریم.

فکر می کنید چقدر موفق بوده اید؟

در بخشی خیلی کم و آن سخت افزار تئاتر است که به گروه اجرایی مرتبط نیست انگار دولت برایش ساخت و تجهیز سخت افزار و ایجاد سرگرمی سالم برای مردم در اولویت نیست…در بخش تولید با در نظر گرفتن گروهی از هنراموزانی که اولین بار است پا به صحنه میگذارند و جای خالی این نسل مشهود بود موفق بودیم…با این اثر حداقل چند بازیگر به بدنه تئاتر معرفی خواهند شد.

 

۳- مصاحبه با مهرداد محب علیزاده، مدیریت آموزشگاه سینمایی سیمرغ(گیلانا)

چطور شد که آموزشگاه سیمرغ بفکر کارگاه تولید افتاد؟

آموزشگاه سینمایی سیمرغ یا همان گیلانای سابق  در مدت فعالیت ۱۷ ساله خود، پایه گذار چند مورد  بوده که این کارگاه یکی از آنهاست. جشنواره اتوده های نمایشی و فیلم کوتاه هنرجویی در سال ۸۲، ورکشاپ های حرفه ایی با حضور  بزرگان تئاتر و سینمای ایران و اولین مکان آموزشی که سال ۹۵ فعالیت های بین المللی را هم در کارنامه خودش ثبت کرد.

این کارگاه در سالهای  ۹۳و۹۴ با آقایان مهدی طاهر پور و علی مرتضوی شروع به کار کرد و با امیر حامد ادامه پیدا کرد. با توجه به تجربیات گذشته ی آقای مژدهی،  کارگاهی بنام  ایده تا اجراء، با رویکردی تازه گسترش یافت و ‌نمایش روایت متقاطع از قتل اولین اجرا از هنرجویان و فارغ التحصیلان آموزشگاه سیمرغ (گیلانا) می باشد.

 

آیا برنامه ایی هم در این مورد برای سال  آینده دارید ؟

بله با همکاری چهار کارگردان باتجربه و موفق استان در حال حاضر این روند ادامه دارد. با رضا حقی، امیر حامد، نسرین بابایی و مجید مژدهی در تدارک اجرای توافقنامه محصول این پروژه هستیم. جا دارد از زحمات دوستان قبلی و آقای مژدهی تشکر کنم و امیدوارم با جدیت و تلاش قابل قبول وی، انشالله در آینده شاهد ظهور عزیزان سیمرغی در جامعه هنری باشیم.

 

به گفته شما کارگاه ایده تا اجرا کارگاهی با رویکردی جدید در ادامه تولیدات تئاتر و فیلم کوتاه است، روند آن را چگونه می بینید؟

انشالله کارگاه ایده تا اجرا در اینده با هماهنگی بیشتر و ایده های بهتر وکارگردانی خوب کارگردان موفق استان اقای مژدهی، تدوام پیدا کند و جامعه هنری گیلان، درخشش فارغ التحصیلان آموزشگاه سیمرغ (گیلانا) را شاهد باشند.

 

و حرف آخر؟

امیدواریم که توانسته باشیم در کنار آموزش، رشد، شکوفایی و تجربه اندوزی جوانان با استعداد  را ،بویژه در غالب گروههای تولید آثار نمایشی شاهد باشیم و سهمی در تقویت بدنه تئاتر رشت داشته باشیم.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *