پایگاه اطلاع رسانی هنر گیل
اولین و فعالترین مرکز مجاز اطلاع رسانی رویدادهای فرهنگی و هنری شمال کشور
Thursday, 16 September , 2021
امروز : پنج شنبه, ۲۵ شهریور , ۱۴۰۰ - 9 صفر 1443
شناسه خبر : 13460
  پرینتخانه » اخبار, فرهنگی, فیلم, فیلم کوتاه, هنر گیلان, هنری تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۱:۲۴ |

نوشتاری بر فیلم کوتاه درخت غار

آرت گیل : فیلم کوتاه «درخت غار» به کارگردانی « مصطفی بلورچی » بر اساس نمایشنامه ای بر همین اسم از محمود طیاری است که در واقع نسخه ی تبدیل شده به فیلم ، از نمایشنامه مذکور می باشد .  این که نمایشنامه درخت غار تا چه حد قابلیت تبدیل به فیلم را دارد و اینکه این اقتباس سینمایی (در قالب فیلم کوتاه) از این نمایشنامه موفق بوده است یا خیر … ؟  در ادامه به آن خواهیم پرداخت . اما قبل از آن ، به تحلیل فیلمنامه خواهیم پرداخت :

فیلمنامه درخت غار

درخت غار دو پرسوناژ دارد : میرزا کوچک خان جنگلی و یک قزاق . البته در این اثر تا حدود زیادی با چهره ای متفاوت از ابعاد شخصیت و مبارزات میرزا کوچک خان جنگلی مواجه هستیم . چرا که در اکثر آثار و اقتباس های نمایشی از قیام میرزا کوچک خان جنگلی (اعم از تئاتر، فیلم سینمایی و سریال)  به وجه استعمارستیزی میرزا در مبارزه با قشون متفقین در جنگ جهانی اول می پردازند و کمتر به وجه مبارزه میرزا در دادخواهی از  ظلم های خان ها و قزاق ها و نیروهای نظامی و دولتی به مردمان گیلان ، پرداخته می شود . در صورتی که بخشی از قیام و مبارزات میرزا  ـ مخصوصا در اوایل قیام جنگل ـ  مربوط به بازپس گیری حقوق دهقانان و کشاورزان زحمت کش و مظلوم از خان ها و فئودال ها و همچنین نیروهای سرکوبگر دولتی آن دوره بود که در این فیلم  (= نمایشنامه طیاری) به زیبایی به آن پرداخته شد . به طوری که در این فیلم اشاره می شود که قزاق های ایرانی فرماندهان روسی دارند و در واقع از اجنبی دستور می گیرند. ( هر چند که پایه و اساس شکل گیری نیروهای قزاق در ایران متاثر از قزاق های روسی و تدابیر و ساختار نیروهای نظامی روسیه است . ) یکی دیگر از ویژگی های منحصر به فرد در شخصیت پردازی میرزا کوچک خان در این اثر ، این است که میرزا از قالب یک رهبر معنوی و درویش مرام و عارف مسلک خارج شده ؛ چرا که در بسیاری از اقتباس های سینمایی و تلویزیونی از قیلم جنگل ، میرزا را در چنین هیبتی می بینیم که معمولا با تسبیحی در دست و استخاره گرفتن ، از آزادی خواهی و وطن پرستی و رهایی از چنگال استبداد داخلی و استعمار خارجی صحبت می کند .

اما میرزا در این اثر ، تا حدود زیادی از چنین هیبت و قالبی خارج شده و در شمایل آزادی خواهی ست که به قصد انتقام و دادخواهی  از کشاورزان و دامداران و ساکنان مظلوم  گیلان به پا خواسته است و در اولین پلان فیلم در حالی که از خواب در کنار یک درخت تنومند و کهنسال بر می خیزد و با خود می گوید : « عجب خوابی بود » و سپس به قزاق دست بسته که در کنارش است می زند می گوید : «مردک ! مردک آدم کش ، چیزی می خواستی؟»  یا در ادامه فیلم به همین قزاقی که اسیر کرده می گوید : «تو رو نمی کشم؟!  می کشم و پوسست رو غلفتی می کنم و پر از کاه می کنم.»  (نقل به مضمون) و در جایی دیگر که قزاق از او امان می خواهد به خاطر درختی که به آن بسته شده و گویا درخت در باور مردمان آن دیار ، نذری و داری وجهی مقدس گونه ای است ، اما میرزا در پاسخ می گوید:  «خودم بستمت به این درخت که فرار نکنی»   (نقل به مضمون)

همه این موارد که از فیلم نقل کردیم ، تایید این مهم است که در این اثر با یک شخصیت پردازی متفاوت از میرزا کوچک خان جنگلی مواجه هستیم تا جایی که در پایان وقتی صدای گله چوپان ها را می شنود ، ولی اسلحه قزاق را می گذارد تا همان چوپان هایی که قزاق خود اعتراف می کند به کومه آنها شبیه خون زده اند و زنش را کشتند و گله شان را به تاراج برد ، بیایند و انتقامشان را از قزاق بگیرند که در پایان فیلم نیز همین اتفاق می افتد …

کارگردانی فیلم درخت غار

همان طور که در ابتدای نوشتار پرداختیم ، در مورد این مساله که نمایشنامه درخت غار محمود طیاری ، تا چه حد قابلیت تبدیل به فیلم دارد جای بحث و تا حدودی تردید دارد . فیلم کوتاه در همه دنیا شامل آثاری می باشد که اکثرا دیالوگ های کوتاه داشته و تصویر درآن اولویت بر دیالوگ دارد . یعنی عناصر بصری در فیلم کوتاه بر عناصر صوتی (دراین جا مراد فقط دیالوگ شخصیت هاست ) اولویت  دارد .  در واقع فرق اساسی و بنیادین سینما و تئاتر در همین استفاده خلاقانه از عناصر بصری است که دوربین تصویر برداری ، دکوپاژ ، تدوین و جلوه های ویژه بصری و … دقیقا در همین راستا در سینما متمایز و برجسته از تئاتر هستند . بالتبع تبدیل نمایشنامه ای تک صحنه که میزانس های بسیار محدود و موجز دارد ، برای یک اقتباس سینمایی در قالب یک فیلم کوتاه یک ریسک بسیار بزرگ است که مصطفی بلورچی کارگردان این اثر ، مبادرت به انجام این ریسک کرده است. ناگفته نماندکه در بسیاری از اقتباس های سینمایی از آثار نمایشی بنا بر ایده و دیدگاه کارگردان ، تغییراتی در نمایشنامه ـ بنا برتفاوت های مدیوم سینما نسبت به تئاتر ـ ایجاد می شود . اما گویا بلورچی در این اقتباس کاملا به نمایشنامه وفادار بوده و هیچ گونه تغییری در نمایشنامه انجام نداده است (به جز حذف دو شخصیت چوپان و پسر چوپان در انتها که فقط صدایشان را خارج از کادر می شنویم) این وفاداری به نمایشنامه، حتی در نوع کارگردانی این فیلم نیز کاملا مشهود می باشد و کل فیلم تبدیل به یک سکانس پلان ، آن هم بدون کوچکترین تغییری در نما شده است . گویی مخاطب شاهد یک اجرای تئاتر با یک قاب ثابت دوربین بر روی سه پایه است . به نظر نگارنده ، تنوع کادر بندی و دکوپاژ در این اثر ، می توانست در ایجاد تنوع بصری برای مخاطب بسیار سودمند باشد . این تنوع بصری همان گونه که قبلا گفته شد از تفاوت های اساسی و بنیادین مدیون تئاتر و سینماست و همچنین می توانست در هدایت بازیگران نیز بسیار مفید واقع شود . به طور مثال در چند مورد از راکشن های بازیگر نقش میرزا (قاسم دباغچیان) ، شاهد رِاکشن تکراری ؛ نگاه به پایین سمت چپ کادر و بعد نگاه به قزاق، آن هم در چند دیالوگ مختلف هستیم که قطعا تغییر دردکوپاژ می توانست در هدایت بازیگر در تفاوت های راکشن ها در دیالوگ های مختلف، بسیار مفیدتر باشد. ناگفته نماند که بازیگر نقش قزاق(محمدصالح دلسوزی) با توجه به محدویت در نوع دکوپاژ این فیلم ، راکشن های متفاوت تر و قابل قبول تری را در طول  فیلم ارائه                 می دهد که این مهم باعث همراهی بیشتر مخاطب با اثر می شد . ولی از طرف دیگر ، این عدم تنوع در دکوپاژ این اثر باعث شد که مخاطب شاهد یک یا دو مورد ، به اصطلاح تپق بازیگر نقش میرزا در دیالوگ ها باشد که قطعا با کات های کارگردان در نماهای مختلف از بازیگر نقش میرزا ،  این چنین تپق هایی قابل اصلاح بودند . همچنین ،  در زمان هایی از فیلم، مثلا در زمان پایان این فیلم که پسر چوپان انتقام مرگِ پدرش از قزاق را با کشتن او می گیرد ، نماهایی همچون لانگ شات یا حتی اکستریم لانگ شات از پیکر بی جان قزاق در جنگل  (که نشانگر تنها ماندن قزاق ها و نیروهای سرکوبگر داخلی و اشغال گران خارجی در گستره بی کران جنگل های گیلان به لطف حضور میزرا و یارانش باشد ) می توانست به تنوع بصری در راستای مفاهیم و اهداف این فیلم بسیار مفید واقع شود که جای خالی چنین کادرها و نمابندی هایی در این فیلم به شدت احساس می شد .

در این جا لازم است که نکته مهمی را عنوان کرد که شاید نوع دکوپاژ پلان سکانس خاصِ این فیلم (کادر ثابت دوربین روی سه پایه از اول تا آخرفیلم) تعمدا از جانب کارگردان انتخاب شده که نشانگر سلیقه و دیدگاه خاص کارگردان در این زمینه باشد که در سینمای تجربی فیلم های کوتاه ، گاها شاهد چنین تجارب ساختار شکن از جانب کارگردان های جوان و تجربه گرا هستیم که در این صورت بایستی منتظر تجارب دیگر این کارگردان و تیمش در ساخت فیلم های تجربی دیگر باشیم و صد البته منتقدان و کارشناسان دیگری که در مورد چنین آثاری قلم فرسایی کنند که جای خالی تحلیل و نقد وبررسی فیلم کوتاه برای پیشرفت این نوع خاص سینما ، امروزه بیش از هر زمان دیگری احساس می شود .

نویسنده : ابوذر آستانی | منبع خبر : آرت گیل
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.